دانشجویان عدالتخواه رفسنجان

لُبِّ انتظار ما از دانشجویان عدالتخواهیست. (امام خامنه ای)

دانشجویان عدالتخواه رفسنجان

لُبِّ انتظار ما از دانشجویان عدالتخواهیست. (امام خامنه ای)

دانشجویان عدالتخواه رفسنجان

پربیننده ترین مطالب

مطالب پربحث‌تر

آخرین نظرات

                                        بسم الله الرحمن الرحیم                                                              

 

یاران خدا یا به عبارت قرآنی "انصار الله" دوبار در قرآن آمده است.یکبار در آیه 52 سوره آل عمران " فلما عیسی أحسَّ منهم الکفر "  وقتی عیسی (ع) از بعضی ها احساس کرد، بوی کفر می آید.ایمان داشتن و شرک داشتن و کفر در وجود انسان بودن از اموری است که به قول ما طلبه ها معروف است به امور مشککه یا امور تشکیکی؛  که اموری هستند که دارای سلسه مراتب و دارای شدت و ضعف اند.مثلا نور این چراغ یا نور این شمع ،همه نور هستند .اصل نور بودن همه با هم متحد اند ولی شدت و ضعف آنها باهم مختلف است.بعضاً ممکن است یک انسان هم کافر باشد و هم مومن.درجاتی از کفر در وجود او باشد و درجاتی از ایمان نیز.در  روایات که در مورد مؤمنین مطالب خیلی زیادی گفته میشود، گاهی اوقات منظور از مؤمن آن مراتب بالایی از ایمان است  و گاهی اوقات آن مراتب اولیه ی ایمان منظور است.مثلا می فرماید به مؤمنین احترام کنید یعنی به بهجت ها احترام کنید یا به همین مردم کوچه و بازار که مسلمان هستند! یا مثلا راجع به عدالت گفته میشود که قاضی باید عادل باشد ،شاهد باید عادل باشد امام جماعت، ولی فقیه و ... باید عادل باشد.قطعا درجه ی عدالت هرکدام از اینها فرق می کند. اون عدالتی که در ولی امر مسلمین لازم است،درجه شدید و بسیار بالایی است که باید داشته باشد.یا امام جماعت که گفته میشود که در جاده شریعت حرکت  کند، همین یعنی عادل است و سخت گیری آن چنینی نمی شود.پس تعجب نکنید یک عده یاران عیسی باشند ولی عیسی از آنها بوی کفر احساس کند." فلما عیسی  منهم الکفر ...." عیسی به آنها گفت یاران من در حرکت به سوی خدا کیانند؟ "قال الحواریون ....مسلمون" گفتند ما حواریون انصار الله و یاران خدا هستیم و ایمان به خدا داریم.خیلی عجیب است که عیسی می گوید از آنها بوی کفر استشمام میکنم  در حالیکه خودشان میگویند ما ایمان داریم.پس ایمان و کفر ممکن است در یک وجود جمع بشود.درجاتی از ایمان باشد ، درجاتی از کفر هم باشد.طبق روایات می فرماید که وقتی ما گناه انجام می دهیم،اون  درجاتی از کفر که در وجودمان هست، اون درجات کفر وجودمان را بر می انگیزد برای گناه و وقتی عمل صالحی انجام میدهیم، اون درجاتی ازایمان که در وجودمان هست،به ما انگیزه میدهد و مارا به عمل صالح می کشاند. به هر حال؛ در این آیه شریفه اولین ویژگی انصار الله که بیان شده ایمان به خداست.ایمان خیلی امر مبارکی است.گاهی اوقات در بعضی فضاهای روشنفکری یا روشنفکر مآبانه یا فضاهایی که میخواهند پز عقلانیت و تفکر و اندیشمندی بدهند، ایمان یک امر منفی تلقی می شود و شکاکیت یک امر مقدس.من مکرر سر کلاس ها دیده ام که مطلبی رو میگوئیم، مطلبی که گره میخورد به ایمان ما.آن فردی که میخواهد تشکیک از این مطلب ایجاد کند،احساس نشاط و شجاعت بیشتری می کند.می گوید این را ازکجا آورده ای؟ از قرآن. اصلا ازکجا معلوم که این قرآن کلام خداست؟! مثل این است که شما پز میدهی که من ایمان ندارم!! ایمان نداشتن می شود یک فضیلت گاهی اوقات.در روایات هم هست.آن کسی که ایمان ندارد به فردی که ایمان دارد، لبخند عاقل اندر سفیه می زند، درحالیکه ایمان حقیقتا یک فضیلت هست.کتاب هایی که در مورد موفقیت نوشته شده بعضی افرادی نوشته اند که به هیچ دینی اعتقاد ندارند.اما همین افراد ستایش میکنند، افرادی را که مرامی دارند و به آن مرام خودشان ایمان دارند.کتاب آنتونی رابینز آدم موفقی بوده،کتب موفقیت و تحول زیاد نوشته است. در این کتاب راجع به افراد موفق تاریخ که بحث می کند ، حضرت محمد (ص) را جزو افراد موفق تاریخ معرفی می کند.کسی که رسانه ندارد، پول ندارد ،بودجه ندارد،قدرت سیاسی در دست دیگران است و قدرت های نظامی هم . امُّ القرا در دست دشمنان اوست. آنتونی رابینز می گوید ای جوان، اگر میخواهی موفق شوی باید ایمان داشته باشی .برای نمونه مثال بزنیم.میگوید نگاه کنید پیامبر مسلمانان چه کار بزرگی انجام داد.چندین میلیارد مسلمان توی تاریخ که وجود داشته  و دارد، نتیجه ثمرات تلاش فردی است که دستش خالی بود ،ولی یک گوهر ارزشمندی داشت؛ ایمان داشت. ماهیت ایمان را میشکافیم که اولین ویژگی مردان خداست.ایمان ماهیتا با علم متفاوت است. لزوماً هرکس که میداند این چنین نیست که که به آنچه که میداند،ایمان هم داشته باشد. ممکن است دانسته های ما چند دسته باشد، بعضی از دانسته های ما ، میدانیم ولی ایمان نداریم و بعضی میدانیم و ایمان هم داریم. مثالی که حضرت امام در کتابشان می زنند می فرمایند که شما در نظر بگیرید چه کسی هست که نداند مرده بی آزار است؟ ممکن است زنده آزار برساند . امام می فرماید همه ما می دانیم که مرده آزار ندارد ولی ایمان نداریم به دانسته خودمان، چرا ایمان نداریم به این دانسته خودمان؟ ملتزم نیستیم. هیچ کدام از ما حاضر نیستیم که کنار یک مرده در نیمه های شب بخوابیم، میترسیم. چرا می ترسیم؟ چون ایمان نداریم. ما می دانیم مرده آزار ندارد ولی می ترسیم چون فقط می دانیم. بعضی از معارف دین را هم صرفاّ می دانیم . اگر معارف اسلامی از مغز ما به روح وجانمان نفوذ کند و ما به آن ایمان داشته باشیم، این چنین نمی شود. این مختصری بود که با بیان مصداق به توضیح ایمان پرداختیم. ایمان در لغت از " ءامَنَ" گرفته شده. چرا به فرد مؤمن می گویند مؤمن؟ چون از ناحیه درون یک آرامشی پیدا می کند یک امنیت روحی و روانی پیدا می کند، که از درون آرام می شود. قرآن کریم می فرماید: ما کاری می کنیم کسانی که ایمان ندارند خیلی بترسند. ذکر خدا موجب ایمان می شود چون وقتی ایمان انسان تقویت شد، انسان آرامش پیدا می کند. از طرفی قرآن کریم می فرماید: خیلی رعب و وحشت در دل آنها قرار می گیرد که اینها به خاطر بی ایمانیست. آیه  "سنلقی فی قلوب الذین کفر الرعب" می افکنیم در دل کسانی که ایمان ندارند رعب و وحشت. "بما اشرکوا" دلیلش بی ایمانیست. در طرف مقابل قرآن کریم می فرماید: کسانی که مؤمن هستند،آرام آرامند. چندین آیه در این زمینه داریم. یک آیه می فرماید: "ألا إنَّ أولیاءالله لا خوفٌ عَلیهم ولا هم یحزنون" آگاه باشید که اولیاءالله نه خوف دارند و نه حزن. فرق خوف و حزن چیست؟ خوف یعنی اضطراب، یعنی نگرانی نسبت به آینده. حزن یعنی افسردگی و نگرانی و برهم ریختگی روح و روان نسبت به گذشته. عامل خوف، ابهام در آینده است و عامل حزن، شکست و تلخی های گذشته است. آدم هایی که در گذشته خیلی تحقیر و اذیت شده اند و غصه دیده اند، الآن دچار افسردگی می شوند. و کسانی که آینده برایشان مبهم است و از آینده می ترسند که چه خواهد شد، زندگی من چه خواهد شد، ازدواجم ودرسم چه خواهد شد، اضطراب دارند. قرآن کریم می فرماید: اگر مؤمن باشی نه از گذشته دلهره داری و نه غم آینده را داری. این تعریف راجع به شهدا هم آمده. در قرآن می فرماید: "فرحین بما ءاتاهم الله من فضله" شهدا شادند چون از فضل خدا بهره مند شده اند و بشارت می دهند به زنده ها که نه خوفی دارند و نه حزنی.

خلاصه بحث ما این شد که، یک انسان انقلابی و یک فردی که انصارالله است، ویژگی اش چیست؟"نحن انصاراالله ءامنّا بالله..."ما انصارالله هستیم به خداوند ایمان داریم. راجع به ایمان هم صحبت کردیم که ایمان با علم فرق می کند و ایمان موجب امنیت روح و روان می شود و موجب تکیه کردن به خدا و هر جوان انقلابی باید این ویژگی ایمان را داشته باشد. نکته دیگری که عرض کردیم این بود که گاهی اوقات در فضاهای روشن فکر زده ایمان داشتن یک امر منفی است و شک داشتن یک امر مثبت. در اسلام از ایمان تجلیل شده است. حتی غربی ها هم- آن نویسنده آمریکایی- از پیامبر تجلیل می کنند به خاطر ایمانش. در پایان یک مطلبی از شهید مطهری درباره ی  مرحوم حضرت امام خمینی (ره) به شما بگویم:  " من که قریب 12 سال در خدمت این مرد بزرگ تحصیل کرده ام، باز وقتی که در سفر اخیر به پاریس به ملاقات و زیارت ایشان رفتم،چیزهایی از روحیه او،درک کردم که نه فقط بر حیرت، بلکه بر ایمانم نیز اضافه کرد. وقتی برگشتم،دوستانم پرسیدند چه دیدی؟ گفتم چهار تا «امن» دیدم. «آمن بهدفه»؛ به هدفش ایمان دارد، دنیا اگر جمع شود نمی تواند او را از هدفش منصرف کند. «آمن به سبیله»؛  به راهی که انتخاب کرده ایمان دارد، امکان ندارد بتوان او را از این راه منصرف کرد،   شبیه همان ایمانی که پیغمبر به هدفش و به راهش داشت. «آمن بقومه»؛ در میان همه رفقا و دوستانی که سراغ دارم احدی مثل ایشان به روحیه مردم ایران ایمان ندارد، به ایشان نصیحت می کنند که آقا کمی یواش تر،مردم دارند سرد می شوند،مردم دارند از پای در می آیند، می گوید نه مردم این جور نیستند که شما می گویید من مردم را بهتر می شناسم و ما همگی می بینیم که روز به روز صحت سخن ایشان بیشتر آشکار می شود. و بالاخره و بالاتر از همه «آمن بربه»؛ در یک جلسه خصوصی ایشان به من می گفت فلانی این ما نیستیم که چنین می کنیم. من دست خدا را به وضوح حس می کنم. آدمی که دست خدا و عنایت خدا را حس می کند و در راه خدا قدم بر می دارد، خدا هم به مصداق« ان نصرو الله ینصرکم » بر نصرت او اضافه می کند. (منبع: کتاب پیرامون انقلاب اسلامی،شهید مطهری)

 

پایان جلسه اول

جلسه اول انسان انقلابی/ دوشنبه  94/11/26 مسجد امیر المومنین (ع) دانشگاه ولی عصر (عج)/ حجت الاسلام لطفی

دریافت فایل صوتی جلسه
حجم: 17.2 مگابایت

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۱۲/۰۱
دانشجویان عدالتخواه

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی