دانشجویان عدالتخواه رفسنجان

لُبِّ انتظار ما از دانشجویان عدالتخواهیست. (امام خامنه ای)

دانشجویان عدالتخواه رفسنجان

لُبِّ انتظار ما از دانشجویان عدالتخواهیست. (امام خامنه ای)

دانشجویان عدالتخواه رفسنجان

پربیننده ترین مطالب

محبوب ترین مطالب

مطالب پربحث‌تر

آخرین نظرات

زندگی 18 ساله ی برترین بانو

دوشنبه, ۳ فروردين ۱۳۹۴، ۰۳:۱۹ ق.ظ

نگاهی به واژه ی عدالت

عدالت از نظر لغوی ، به معنی استقامت بر طریق حق یا اجتناب از آنچه که در دین از آن نهی شده است.[1]

 عدالت دو نوع است: عدالت فردی و اجتماعی. فردی؛ این که شخصی خود را در بند دستورات شرع و شریعت بدارد و خویشتن را به اخلاق اسلامی تخلق سازد.اجتماعی؛ آن است که نسبت به دیگران به انصاف عمل کند و درباره ی کسی ستم روا ندارد که این صفت بیشتر به زمامداران و سردمداران حکومت مربوط می شود.[2]

 پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند: عدل ساعة خیر من عبادة سبعین سنة، قیام لیلها و صیام نهارها. [3] یک ساعت به عدالت‏ رفتار کردن بهتر است از هفتاد سال عبادت، هر شب آن هفتاد سال، نماز و هر روز آن روزه.

 

 جایگاه عدالت در اسلام

 

 با سیری کوتاه در آیات و روایات به وضوح در می‏یابیم که فضای اسلام، فضای عدالت است. آیات و روایات فراوانی مردم را به عدالت و پاسداری از آن توصیه و امر می‏کند و از ظلم و ستم و خیانت باز می‏دارد. اسلام مکتب عدل و اعتدال است و امّت اسلامی، امّت میانه و وسط است، نظام آن عادلانه است؛ اسلام اگر نماز دارد زکات هم دارد، اگر تولّی‏ و دوستی اولیای خدا را دارد تبرّی و دوری از دشمنان هم دارد؛ اگر از علم طرفداری می‏کند از عمل هم پشتیبانی می‏نماید، اگر ایمان را مطرح می‏کند عمل صالح را هم در کنار آن لازم می‏داند، اگر توکّل به خدا را سفارش می‏کند، دستور فعّالیّت و تلاش هم می‏دهد. اگر مالکیّت را محترم می‏شمرد اجازه سوء استفاده از مالکیّت را هم نمی‏دهد، اگر دستور عفو می‏دهد، در اجرای حدود، به داشتن قاطعیّت نیز سفارش می‏کند و می‏گوید: رحم در شما اثر نکند و شما را از مجازات مجرم باز ندارد.[4]

 

 جایگاه عدالت در تربیت اسلامی

 

 در شریعت مبین اسلام، به اجرای عدالت تاکید زیادی شده است و در واقع هدف اسلام از این جهان، برقراری عدالت است. با گذری در زندگی ائمه اطهار (علیه السلام) ، می توان به خوبی شاهد این قضیه بود. از جمله رفتار امام علی (علیه السلام) با برادر خود عقیل، که حاکی از یک عدالت اجتماعی است و روحیه عدالت پروری در تمام این بزرگواران نهفته است. رسول گرامى (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: یک فرد، هفتاد سال همانند بهشتیان عمل مى‏نماید: بعد در وصیت خود به حقوق دیگران جور و ستم مى‏کند و پایان کارش به عمل اهل جهنم ختم مى‏شود و یک فرد، هفتاد سال رفتار جهنمى دارد ولى در وصیت خود به حق و عدالت‏ سفارش مى‏نماید و کارش به عمل اهل بهشت پایان مى‏یابد.[5]

 

 از رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم شنیدم که فرمودند: کسى که سرپرستى ده نفر را به عهده بگیرد و با عدالت‏ با آنان رفتار نکند، در روز قیامت در حالى مى‏آیدکه دست‏ها، پاها و سرش در سوراخ تیشه‏اى است‏ [6] از آموزش هاى مهمى که پیامبران آورده و با از خود گذشتگى و کوشش فراوان در انتشار آن مجاهدت کرده‏اند، ایجاد اندیشه برابرى میان افراد آدمى و پراکندن روح برادرى در اجتماعات بشرى بوده است. به مردمان آموخته‏اند که انسان برادر انسان است، و مردم در حقوق زندگى با یک دیگر برابرند، و افراد بشر در همه مناطق زمین- با هر رنگ و جنسى که باشند- همچون افراد یک خانواده بلکه اعضاى یک پیکرند[7]

 

 الإمام الصّادق (علیه السلام): العدل أحلى من الشّهد، و ألین من الزّبد، و أطیب ریحا من المسک. [8] عدل شیرین‏تر از عسل، و نرم‏تر از کره، و خوشبوتر از مشک است. آرى، زندگى در محیطى که در فضاى آن بوى خوش عدالت‏ استشمام مى‏شود، از عسل شیرین‏تر است، و در محیط مسموم و آلوده به زهرهاى ستمگرى، از حنظل تلخ‏تر. و چون آدمى تنها ستم را احساس نمى‏کند، بلکه آن را مى‏چشد و لمس مى‏کند، در هنگام اجراى عدالت‏ یا بى‏عدالتى، پرده‏ها از برابر او کنار مى‏رود، و واقعیّت را لمس مى‏کند و با ذائقه و چشایى فطرى آن را مى‏چشد، و در نتیجه لمس کردن و چشیدن عدل، از شیرینى آن، و در نتیجه لمس کردن و چشیدن ظلم، از تلخى آن آگاه مى‏گردد.[9]

 

 الإمام الصّادق (علیه السلام) : العَدلُ أحلى مِنَ الماءِ یَصیبه الظّمآن. [10] اجراى عدالت‏، از آبى که شخص تشنه لب به آن دسترس پیدا کند نوشین‏تر است. انسان- به صورت فطرى- عطش دست یافتن به عدالت دارد؛ و این تشنگى از ژرفناى وجود او سرچشمه مى‏گیرد. و این واقعیّت همان است که امام صادق (علیه السلام) در حدیث صفحه قبل بیان کرده است. و آدمى در سراسر تاریخ خویش به تلاشها و فداکاریهایى فراوان، براى سیراب کردن این عطش بزرگ، پرداخته است.[11]

 در واقع با برقراری عدالت، در زندگی خانوادگی، می توان به ایجاد مهر و محبت پرداخت و آن را به جامعه نیز سرایت داد. جایگاه عدالت در قرآن قرآن که کتاب عدل و عدالت است و برای برپایی عدالت نازل شده، تمام دستورات اجرایی و روش تربیتی آن نیز بر اساس عدل است. با سیری در قرآن، روش عادلانه آن را در همه موضوعات مشاهده می‏کنیم و انصاف و عدالت و بی‏طرفی را در تمام برنامه‏های آن به وضوح می‏بینیم.

 

 خداوند در آیات مختلف می فرماید: €اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوى‏ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِما تَعْمَلُونَ‏~[12] عدالت‏ کنید که آن به تقوى نزدیکتر است و از خدا بترسید زیرا خداوند آگاه است از آنچه که عمل می کنید

 €یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامینَ بِالْقِسْطِ شُهَداءَ لِلَّه‏~ [13] اى کسانى که ایمان آورده‏اید! کاملاً قیام به عدالت کنید! €

وَ أَوْفُوا الْکَیْلَ وَ الْمیزانَ بِالْقِسْط~ [14] و حق پیمانه و وزن را به عدالت ادا کنید!

 €قُلْ أَمَرَ رَبِّی بِالْقِسْطِ~ [15] بگو:«پروردگارم امر به عدالت کرده است‏

 €وَ مِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّةٌ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ یَعْدِلُونَ~ [16] و از آنها که آفریدیم، گروهى بحق هدایت مى‏کنند، و بحق اجراى عدالت مى‏نمایند. €أُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَیْنَکُمُ~ [17]

 مأمورم در میان شما عدالت کنم‏ €اللَّهُ الَّذی أَنْزَلَ الْکِتابَ بِالْحَقِّ وَ الْمیزان‏~ [18]

 خدا که فرو فرستاد کتاب را بحق و میزان را هم. €فَإِنْ فاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُما بِالْعَدْلِ وَ أَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطینَ~ [19]

 و هر گاه بازگشت(و زمینه صلح فراهم شد)، در میان آن دو به عدالت صلح برقرار سازید؛ و عدالت پیشه کنید که خداوند عدالت پیشگان را دوست مى‏دارد. 7- € َقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمیزانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنْزَلْنَا الْحَدیدَ فیهِ بَأْسٌ شَدیدٌ ~ [20] ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم، و با آنها کتاب(آسمانى) و میزان(شناسایى حقّ از باطل و قوانین عادلانه) نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند

 

 عدالت عملی حضرت زهرا (سلام الله علیها)

 

1-­ در رفتار با فرزندان رعایت مساوات و عدالت

 در رفتار با فرزندان، در مورد نیازهاى معنوى و عاطفى فرزندان بیشتر جلوه گر است، والدین شایسته است در ابراز محبت در ظاهر مساوات را رعایت کنند، گر چه در باطن بنا به علت هاى مختلف یکى از فرزندان را بیشتر از دیگرى دوست داشته باشند. [21]

 امام باقر علیه السلام مى فرماید: به خدا قسم ، رفتار من با بعضى از فرزندانم از روى تکلف و بى میلى است . او را روى زانوى خود مى نشانم ، محبت بسیار مى کنم ، از وى شکر گزارى و قدردانى مى نمایم ، با آن که این همه احترام و محبت شایسته فرزند دیگر من است . به این تکلف تن مى دهم تا آن که فرزند شایسته ام از خطر آنان مصون باشد، تا آنان رفتارى را که برادران یوسف ، با او انجام دادند، مرتکب نشوند، خداوند سوره یوسف را نفرستاد مگر به عنوان نمونه و مثال ، که بعضى از ما نسبت به بعضى دیگر حسد نورزیم ، چنان که برادران یوسف به او حسد کرده و ستم نمودند.[22]

 

 یکی از مسائل اساسی در تربیت صحیح فرزندان، رفتارهای سنجیده ی پدران و مادران در قبال عملکرد فرزندان است. در واقع والدین می توانند کاری بکنند که فرزندان نسبت به هم حسادت داشته باشند و آن هم تبعیض قرار دادن بین آنهاست؛ و یا می توانند طوری رفتار کنند که فرزندان با هم دوست باشند. یکی از چیزهایی که می تواند باعث ایجاد مهرورزی و محبت بین فرزندان شود، ایجاد عدالت بین آنهاست. اعْدِلُوا بَیْنَ أَوْلَادِکُمْ فِی السِّرِّ کَمَا تُحِبُّونَ أَنْ یَعْدِلُوا بَیْنَکُمْ فِی الْبِرِّ وَ اللُّطْفِ‏[23]

بین فرزندان خود به عدالت رفتار نمائید همان طور که مائلید فرزندان شما و مردم، بین شما بعدل و داد رفتار کنند. عن النّبىّ صلّى اللَّه علیه و آله‏ نظر الى رجل له ابنان فقبّل احدهما و ترک الآخر. فقال النّبىّ صلّى اللَّه علیه و آله فهلا ساویت بینهما؟ [24]

 

 پدرى با دو فرزند خود شرفیاب محضر رسول اکرم بود. یکى از فرزندان را بوسید و به فرزند دیگر اعتنا نکرد. پیغمبر که این رفتار نادرست را مشاهده کرد باو فرمود چرا با فرزندان خود بطور مساوى رفتار نمی کنى؟ روی أنّ النّبیّ (صلی الله علیه و آله و سلم) قال لمن أعطى بعض أولاده شیئا: «أ کلّ ولدک أعطیت مثله؟». قال: لا. قال: «فاتّقوا اللَّه و اعدلوا بین أولادکم». [25]

 روایت کرده‏اند که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به کسى که به یکى از فرزندان خود چیزى داد فرمود: «آیا به همه فرزندانت مثل آن چیز را مى‏دهى؟» گفت: نه. فرمود: «از خدا بترسید و میان فرزندان خود به عدالت رفتار کنید». از نبى اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): کودکان را دوست بدارید و بایشان ترحم کنید، و اگر بآنها وعده‏اى دادید وفا نمایید، که جز شما براى خود روزى آورى نمى‏شناسند.[26]

 همچنین در مورد رعایت عدالت در بوسیدن نیز تأکید شده است. روایت است که پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، حسنین را بوسید، افرح بن حابس گفت: من ده فرزند دارم و تا کنون هیچ کدام را نبوسیدم، حضرت فرمود: اگر خدا رحمت را از دل تو برداشته بمن چه مربوط است. [27]

 

 از حضرت علی (علیه السلام) یز آمده است که: مردى را دید یکى از دو کودک خود را بوسید و دیگرى را نبوسید، حضرت فرمود: چرا بین دو کودک خود مساوات نکردى؟![28]

 در مورد عدالت در تقسیم کار بین فرزندان نیز پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند: شما که می خواهید فرزندانتان در نیکی و محبت با شما به عدالت رفتار کنند، در کار بخشی با آنها به عدالت رفتار کنید.[29]

 

 با کمی دقت در برخورد عاطفی و منطقی حضرت زهرا سلام اللّه‏ علیها در می‏ یابیم که آن بانوی بزرگوار، در ساختن روح و شخصیت فرزندان گرامی ‏اش از ابزاری بسیار ظریف و دقیق استفاده کرده است، که بسیاری از آنها در حال حاضر، میان روانشناسان تربیتی مورد بحث و بررسی قرار گرفته و خبرگان این فن به نتایج مثبت آن ایمان آورده ‏اند. بی‏ شک، این توفیق بی ‏نظیر در تربیت کودکان، ناشی از شناخت عمیق و صحیحی است که اسلام در مورد انسان، ارایه داده است.

 

بنابراین، اگر بگوییم هر مکتبی به اندازه شناخت درستی که از انسان دارد، در نظام تربیتی خود، به توفیقاتی دست می‏یابد، و چون دین آسمانی و الهی اسلام از کاملترین و واقع ‏بینانه ‏ترین شناخت در مورد انسان برخوردار است، بیشترین توفیق را در قضیه تربیت نسل به دست آورده، سخن به گزاف نگفته ‏ایم.

 روش تربیتی و اخلاقی حضرت فاطمه (سلام الله علیها) بهترین شیوه و تجربه برای ساختن نسلی پاک و سعادتمند است. از این ‏رو، جا دارد که پیروان و ارادتمندان مکتب اسلام با به کار بستن شیوه ‏ها و ظرایف تربیتی آن حضرت در رشد و تربیت نسلی پاک و پیشرو همت نموده، سعادت دنیا و آخرت فرزندان خود را بیمه کنند. [30]

 

 اینک به نمونه هایی از عدالت عملی حضرت زهرا (سلام الله علیها) در مورد فرزندان اشاره می کنیم: امام حسن وامام حسین )علیهما السلام) هر کدام به طور جداگانه چیزی را بر صفحه­ای نوشتند . آنگاه حسن به حسین می گفت : خط من از خط تو بهتر است و حسین هم به حسن می گفت : خط من بهتر است ؛ به ناچار نزد مادرشان فاطمه (سلام الله علیها) می­رفتند و در خواست داوری نمودند ؛ حضرت فاطمه (سلام الله علیها) که دوست نداشت هیچ یک از آنها را برنجاند ، فرمود : بروید از پدرتان داوری بجویید ؛ آنها خط هایشان را به پدر بزرگوارشان نشان دادند و از وی داوری خواستند. علی(علیه السلام) هم که دوست نداشت هیچ یک از آن دو را برنجاند ، فرمود : بروید از جدتان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بپرسید و داوری بخواهید . آنها به نزد پیامبر شرفیاب شدند و از آن حضرت داوری خواستند ؛ پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود : من بین شما قضاوت نمی کنم تا آنکه اسرافیل قضاوت نماید . اسرافیل هم گفت : از خدا می خواهم ؛ وقتی که از خدا داوری خواستند خداوند متعال در نهایت داوری بین آن دو برادر را به مادرشان فاطمه (سلام الله علیها) ارجاع داد . حضرت فاطمه (سلام الله علیها) گفت : خدایا اینک داوری می کنم . آن حضرت گردنبندی داشت ، فرمود : ای فرزندانم! توجه کنید! من دانه های این گردنبند را پخش می کنم هر کس بیشترین دانه ها را جمع کند ، خط او بهتر است . گردنبند را آورد و دانه های آن را پخش کرد ؛ در چنین وقتی جبر ئیل مأمور شد به زمین بیاید و جواهر را نصف کند تا خاطر هیچ کدام رنجیده نشود . جبرئیل امر خدا را اطا عت کرد و از حضرت حسن و حسین (علیهما السلام) احترام به عمل آورد.[31]

 

 در کتاب قرب الاسناد از حضرت امیر علیه السّلام روایت می کند که فرمود: در آن حینى که حضرت حسنین علیهما السّلام کشتى‏ می گرفتند پیغمبر صلى اللَّه علیه و آله و سلم بحضرت امام حسن فرمود: سرعت کن! فاطمه اطهر برسول خدا گفت: پدر جان! پسر بزرگتر را به پسر کوچک تر مسلط می کنى!؟ پیغمبر خدا فرمود: جبرئیل حسین را تحریک می کند و من حسن را.[32]

 

 امیرالمؤمنین (علیه السلام) روایت کرده است که؛ شبی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در خانه ما خوابید. نیمه شب حسن آب خواست و حضرت برخاسته کاسه ای آب از مشک برگرفت تا به او بنوشاند. در این میان حسین دست به کاسه آب برد. پیامبر او را بازداشت و آب را به حسن داد. فاطمه عرض کرد: ای رسول خدا! مثل این که حسن را بیشتر دوست می داری؟ فرمود: نه، ولی او قبل از حسین آب خواست. آنگاه فرمود: ای فاطمه من و نو و این دو و این که در خواب است (علی (علیه السلام) ) همه در روز قیامت در یک جا خواهیم بود.[33]

همچنین آمده؛ روزی امام حسن (علیه السلام) نزد پیامبر آمد و اظهار تشنگی کرد و از پیامبر تقاضای آب نمود. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بی درنگ برخاسته و ظرفی را برداشت و از گوسفندی که داخل منزل بود، مقداری شیر دوشید و به امام حسن (علیه السلام) داد. در این هنگام امام حسین (علیه السلام) خواست تا ظرف شیر را از برادرش بگیرد. پیامبر به حمایت از امام حسن (علیه السلام) ، مانع گرفتن ظرف توسط امام حسین (علیه السلام) شد. فاطمه زهرا (سلام الله علیها) که شاهد این ماجرا بود، به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) گفت: گویا حسن برای شما عزیزتر از حسین است؟ رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: نه هر دو برایم عزیز و محبودند. ولی چون اول حسن تقاضای آب نمود، او را مقدم داشتم.[34]

 

 در مورد بازی با فرزندان نیز حضرت زهرا (سلام الله علیها) عدلات و مساوات را برقرار می کرد، به طوری که با هر دو فرزندشان بازی می کردند و اشعار زیبا برای آنها می خواندند. ایشان حین بازی با فرزندان، به تربیت روحی و پرورش جسمی آنان نیز می پرداخت و در قالب زیبای اشعار ادیبانه می فرمود: أَشْبِهْ أَبَاکَ یَا حَسَنُ‏ وَ اخْلَعْ عَنِ الْحَقِّ الرَّسَنَ‏ وَ اعْبُدْ إِلَهاً ذَا مِنَنٍ‏ وَ لَا تُوَالِ ذَا الْإِحَنِ‏[35]

 

 پسرم حسن جان، مانند پدرت باش. ریسمان ظلم را از حق بر کن. خدایی را بپرست که صاحب نعمتهای متعدد است و هیچ گاه با صاحبان ظلم و تعدی، دوستی مکن. همچنین نقل شده است که وقتی فرزندش حسین (علیه السلام) را بازی می‏داد، این گونه می‏ فرمود: أَنْتَ شَبِیهٌ بِأَبِی‏ لَسْتَ شَبِیهاً بِعَلِی‏[36]

 

 حسین جان! تو به پدر من (پیامبر) شبیهی و به پدرت علی شباهت نداری. آری، حضرت زهرا (سلام الله علیها) با تربیتی اسلامی و انسانی توانست فرزندانی به جامعه تحویل دهد که هر کدام منشأ آثار خیر و پیشرفت دین شوند و عملاً به الگوها و اسوه های مقاومت، سخاوت و ایثار تبدیل گردند. یک نکته لازم است اشاره شود و ان عدالت بین دختر و پسر است و این که هیچ کدام بر دیگری ترجیح داده نشود و جنسیت سبب عدم رعایت عدالت نگردد.

 

 در حدیثی آمده: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله و سلم) :‏ مَنْ دَخَلَ السُّوقَ فَاشْتَرَى تُحْفَةً فَحَمَلَهَا إِلَى عِیَالِهِ کَانَ کَحَامِلِ صَدَقَةٍ إِلَى قَوْمٍ مَحَاوِیجَ وَ لْیَبْدَأْ بِالْإِنَاثِ قَبْلَ الذُّکُورِ فَإِنَّ مَنْ فَرَّحَ ابْنَةً فَکَأَنَّمَا أَعْتَقَ رَقَبَةً مِنْ وُلْدِ إِسْمَاعِیلَ مُؤْمِنَةً فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ مَنْ أَقَرَّ بِعَیْنِ ابْنٍ فَکَأَنَّمَا بَکَى مِنْ خَشْیَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَنْ بَکَى مِنْ خَشْیَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَدْخَلَهُ اللَّهُ فِی جَنَّاتِ النَّعِیم‏[37]

 رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود هر که بازار رود و تحفه‏اى براى عیال خود آورد چون حامل صدقه است براى مردم محتاج و بزن‏ها دخترها پیش از مردها بدهد زیرا هر که دخترش را شاد کند گویا بنده مؤمنى از فرزندان اسماعیل را آزاد کرده در راه خدا و هر که پسرى را چشم روشن کند گویا از خوف خدا گریسته و هر که از خوف خداى عز و جل بگرید در بهشت پر نعمت درآید.

 

 عدالت در رفتار با همسر

 

مطالعه و شناخت ویژگی حضرت زهرا (سلام الله علیها) در رابطه با همسر بزرگوارش امام علی (علیه السلام) نشان می دهد که ایشان بهترین الگو و اسوه برای زنان در رابطه با همسرداری می باشند.

 در روایتی آمده که؛ پیامبر در خانه علی و فاطمه حضور یافت و از على و فاطمه در مورد یکدیگر پرسش نمود. از علی (علیه السّلام) ‏پرسید: کیف وجدت اهلک؟ همسرت را چگونه یافتی؟ پاسخ مى‏دهد: نعم العون‏ على طاعة اللَّه؛ او بسیار مددکار و یارى‏کننده به عبادت و طاعت خداوندست.انگاه از دخترش فاطمه سؤال کرد که علی (علیه السلام) را چگونه یافتی؟ آن حضرت در پاسخ عرض کرد: خیرُ بعلٍ؛ بهترین شوهر یافتم.[38]

 

 اساسا راز عزّت و سربلندى حضرت فاطمه را باید در مقام عرفانى و عبادى او جستجو کرد، او با وجود اینکه سنّش کم و جوان ولى در عرفان و عبادت پیرى بود که جز لقاى ربوبى چیزى او را راضى نمى‏ساخت، و از همین روست که در دعاهایش مى‏گفت: اللّهمّ إنّى أسألک لذّة النّظر إلى وجهک. خداوندا! از تو مى‏خواهم که همواره لذّت نظر به وجه خود را نصیب من فرمایى.[39]

 اینک نمونه هایی از عدالت در رفتار با همسر را که حضرت زهرا (سلام الله علیها) در زندگی خویش با همسر عزیزشان امام علی (علیه السلام) رعایت می کردند را بیان می کنیم:

 

 حضرت زهرا (سلام الله علیها) کارهار ا تقسیم می نمودند به طوری که کارهای داخل منزل را حضرت زهرا (سلام الله علیها) انجام می دادند و کارهای بیرون از منزل بر عهده ی امام علی (علیه السلام) بود. امام صادق علیه السّلام مى‏فرماید: کَانَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) یَحْتَطِبُ‏ وَ یَسْتَقِی وَ یَکْنُسُ وَ کَانَتْ فَاطِمَةُ ع تَطْحَنُ وَ تَعْجِنُ وَ تَخْبِز[40] على و فاطمه علیهما السّلام پس از ازدواج کارهاى خود را چنین تقسیم کردند که على علیه السّلام هیزم جمع آورى مى‏کرد، آب مى‏آورد و جارو مى‏کرد و فاطمه علیها السّلام آسیا مى‏کرد، خمیر درست مى‏کرد و نان مى‏پخت.

 

 عدالت در مال

 

 

 حضرت زهرا (سلام الله علیها) با این که دختر پیامبر بودند و می توانستند از نظر مالی خیلی غنی باشند، ولی طوری زندگی می کردند که در کمال سادگی بوده و هر چه داشتند به یتیمان و مستمندان کمک می کردند. از جمله: هر گاه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم از سفرى بازمى‏گشت اوّلین کسى را که دیدار مى‏نمود فاطمه زهرا بود، پس در آن هنگام به مدّتى طولانى در نزد او توقّف مى‏کرد. در یکى از این سفرها که پیامبر از مدینه خارج شده بود حضرت فاطمه علیها السّلام دو خلخال از نقره، یک گردن بند، دو گوشواره و پرده‏اى خریدارى نمود تا در بازگشت پدر و شوهرش از سفر، تنوّعى براى ایشان باشد. هنگامى که پیامبر از مسافرت بازگشت مثل همیشه اوّل به خانه حضرت فاطمه علیها السّلام رفت، اصحاب پیامبر همچنان بر در خانه فاطمه ایستاده بودند و چون از مدّت مکث پیامبر در نزد دخترش اطلاع نداشتند نمى‏دانستند که آیا باید توقف کنند یا برگردند، ولى هنوز، مدّت زیادى سپرى نشده بود که رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم از خانه حضرت فاطمه علیها السّلام خارج شد در حالى که آثار غضب در چهره ایشان کاملا مشهود و قابل تشخیص بود، و در همان حال به سوى منبر (مسجد) رفته در کنار آن بر زمین نشست.

 

 هنگامى که پیامبر با غضب از خانه دخترش خارج شد، حضرت فاطمه دریافت که خشم‏ رسول خدا به سبب مشاهده خلخال‏ها، گوشواره، گردن‏بند و آن پرده بوده است، لذا به سرعت آنها را جمع آورى نمود و به حضور پدرش فرستاد، و به کسى که آنها را مى‏برد فرمود: سلام مرا به پدرم برسان و بگو که اینها را در راه خدا به مصرف برساند.

وقتى که آن شخص نزد رسول خدا آمد و پیغام حضرت فاطمه را به او رسانیده و بسته محتوى آن وسائل را به ایشان داد پیامبر سه مرتبه فرمود: پدرش به فدایش باد، و فرمود: دنیا در نزد محمّد و آل محمّد ارزشى ندارد، چرا که اگر دنیا به اندازه بال یک پشه ارزش داشت، همانا ذرّه‏اى از آن را نصیب کافر نمى‏نمود. و پس از این سخن برخاست و به نزد دخترش فاطمه علیها السّلام رفت.[42]

 

 روزى رسول خدا پس از به جاى آوردن نماز عصر در محراب مسجد نشسته و مردم نیز اطراف او را گرفته بودند، در این حال پیر مردى از مهاجرین عرب که لباسهاى کهنه‏اى بر تن داشت و از شدّت ضعف قدرت حفظ خود را نداشت به نزد ایشان آمد، پیامبر که متوجه حضور وى شده بود به سوى او نگریسته و از احوالش سؤال کرد.

 

 پیر مرد گفت: اى محمّد! گرسنه‏ام غذایى به من بده، برهنه‏ام لباسى در اختیارم بگذار، فقیرم بى‏نیازم کن. پیامبر فرمود: من چیزى ندارم که به تو بدهم ولى تو را به جایى راهنمایى مى‏کنم که راهنماى به خیر مانند عامل به خیر است، برخیز و به سوى خانه آن کسى برو که خدا و رسولش را دوست دارد، خدا و رسول هم وى را دوست مى‏دارند، آن کسى که خدا را بر خود مقدّم مى‏دارد، به سوى خانه فاطمه برو. سپس رسول خدا به بلال فرمود: برخیز و این اعرابى را تا در خانه فاطمه راهنمایى کن.

 

 آن پیر مرد همراه بلال رفت تا به در خانه فاطمه رسیدند و با صداى رسا گفت: «السلام علیکم یا اهل بیت النبوّة و مختلف الملائکة و مهبط جبرئیل الرّوح الأمین بالتنزیل من عند ربّ العالمین». فاطمه فرمود: و علیک السلام، تو کیستى؟ پیر مرد گفت: من پیر مردى از عرب هستم که از راه دور به سوى پدر تو آمده‏ام، اى دختر محمّد! من برهنه‏ام و گرسنه‏ام، مرا یارى کن، خدا تو را رحمت کند.

 

 راوى گوید: آن زمان، هنگامى بود که پیامبر، على و فاطمه سه روز بود که غذا نخورده بودند و رسول خدا هم از حال على و زهرا آگاهى داشت. به هر حال حضرت فاطمه پوستینى را که حسن و حسین روى آن مى‏خوابیدند به آن پیر مرد داده و گفت: این را بگیر شاید که خدا بهتر از آن را هم به تو عطا فرماید. پیر مرد گفت: اى دختر محمّد! من از گرسنگى به تو شکایت مى‏کنم و تو پوست گوسفندى را به من مى‏دهى، من با وجود این ضعف و گرسنگى با این پوست چه کنم؟ و آن به چه درد من مى‏خورد؟

 راوى گوید: هنگامى که فاطمه این سخن را شنید گردن‏بند خود را که فاطمه بنت حمزه- دختر عمویش- براى وى هدیه کرده بود از گردن خویش باز کرد و به پیر مرد داد و گفت: این گردنبند را بفروش، شاید خداوند مهربان بهتر از این را به تو عطا فرماید. پیر مرد پس از آنکه گردنبند را گرفت به سوى مسجد بازگشت و خطاب به رسول خدا گفت: اى رسول خدا! این گردنبند را دخترت فاطمه به من بخشید و گفت: آن را بفروش، شاید خداوند بهتر از آن را نصیب تو فرماید.

 

 پیامبر با دیدن گردن بند گریه‏اش گرفت و گفت: چگونه خداوند به تو بهتر از آن نصیب نفرماید در حالى که فاطمه دختر بزرگترین پیامبر خدا آن را به تو عطا کرده است.[43] در این حال عمّار یاسر برخاست و گفت: اى رسول خدا! آیا اجازه مى‏دهى که من این گردنبند را بخرم؟ طبرى در کتاب: صحیفة الرضا از حضرت امام زین العابدین علیه السّلام نقل میکند که فرمود: اسماء بنت عمیس براى من گفت: من نزد جده‏ات فاطمه زهراء بودم که پیغمبر خدا صلى اللَّه علیه و آله نزد فاطمه آمد، یک گردن‏بند طلا در گردن حضرت زهراء بود که على بن ابى طالب آن را از سهم غنیمت خود خریده بود پیامبر خدا به فاطمه اطهر فرمود: مردم ترا مغرور نکنند به اینکه بگویند: تو دختر محمّد هستى و تو زر و زیور ستمکاران را استعمال کرده باشى!!

فاطمه پس از این مقاله آن گردن‏بند را باز کرد و فروخت، پول آن را داد و یک غلام خرید- و آزاد کرد و رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله از این عمل مسرور گردید.[44]

 

 عمار گردن بند فاطمه زهرا را با مشک خوشبو نمود و آن را در میان یک برد (بضم باء) یمانى پیچید، سپس آن را بغلامى که نامش سهیم بود داد؛ وى را بدین لحاظ سهیم میگفتند که او را از سهم غنیمت خیبر خریده بود، و به وى گفت: این گردن بند را بگیر و بحضور پیامبر اعظم اسلام تقدیم کن، من تو را نیز بآن حضرت هدیه نمودم. غلام پس از اینکه گردن بند را گرفت و بحضور رسول خدا آمد سخن عمار را به عرض آن حضرت رسانید، پیغمبر اکرم بآن غلام گفت: برو بجانب دخترم زهراء من تو را با این گردن‏بند بوى بخشیدم، هنگامى که غلام با آن گردن‏بند بحضور فاطمه اطهر آمد و مقاله پیامبر خدا را براى او شرح داد آن بانو گردن‏بند را گرفت و آن غلام را در راه خدا آزاد نمود.

 غلام پس از اینکه آزاد شد خندید، فاطمه گفت: براى چه میخندى اى غلام گفت: بزرگى خیر و برکت این گردن‏بند مرا خندان کرد، زیرا گرسنه‏اى را سیر کرد، برهنه‏اى را پوشانید، فقیرى را بى‏نیاز کرد، غلام زر خریدى را آزاد نمود و بدست صاحب خویش بازگشت کرد!![45]

 

عدالت در رفتار با دیگران

 

حضرت زهرا (سلام الله علیها) کیزی داشت به نام فضه، که در کارهای منزل به وی کمک می کرد. در رابطه تقسیم کار با وی، پیامبر به حضرت زهرا (ْسلام الله علیها) فرمودند: خدمتکار، انسانی مثل خانم است. رنج می برد، خسته می شود، قلب دارد، احساس و ادراک دارد، از چوب و سنگ ساخته نشده است. او با خانم تفاوت ندارد، منتها وظیفه دارد به خانم خود کمک کند. تو باید کار خانه را بین خود و خدمتکار تقسیم کنی.[46]

 

 در کتاب خرائج راوندی چنین آمده است که؛ روزی سلمان فارسی به منزل حضرت زهرا (سلام الله علیها) رفت دید فاطمه اطهر نشسته بود و با آسیائى که در مقابلش بود جو آسیا میکرد، دسته آسیا خون آلوده بود، حسین علیه السّلام در یک گوشه اطاق از گرسنگى بى‏قرارى میکرد، من به فاطمه گفتم: اى دختر پیامبر خدا! دستهاى تو به وسیله آسیا کردن مجروح شده، در صورتى که فضه خادمه حاضر و بى‏کار است!

فرمود: پدرم پیامبر اسلام صلى اللَّه علیه و آله فرموده: کار منزل یک روز به عهده فضه‏ و یک روز به عهده من باشد، نوبت فضه‏ دیروز بوده است. سلمان گفت: من بنده آزادشده شما هستم، اجازه بده که آسیاب نمایم، یا اینکه حسین را ساکت کنم، فرمود: من حسین را بهتر آرام می کنم، تو بیا جو را آسیا کن.[47]

 

 عدالت در قضاوت

 

 قضاوت امر سنگینی است، چرا که ممکن است اگر حق در نظر گرفته نشود، باعث ایجاد انحطاط و فروپاشی اسلام شود. حضرت زهرا (سلام الله علیها) نیز با روحیه حق طلبی که در ایشان بود، به قضاوت بین افراد رجوع کننده به ایشان می پرداختند.

 در تفسیر امام حسن عسکری (علیه السلام) آمده است که؛ بین دو زن در ارتباط با بعضی از مسائل دینی اختلافی پیش آمد. آن دو برای قضاوت پیش حضرت زهرا (سلام الله علیها) رفتند. آن حضرت دلیل کسی را که بر حق بود، توضیح داد و استدلال دیگری را رد کرد.[48]

 

 همچنین آمده: زنی نزد فاطمه (سلام الله علیها) رفت و گفت: مادر ناتوانی دارم که در مورد نمازش مشکلی دارد. آن حضرت پاسخ سؤال او را داد. آن زن سؤال دیگرش را مطرح کرد و باز آن حضرت جواب داد. او تا ده سؤال از حضرت زهرا (سلام الله علیها) پرسید و پاسخ همه را گرفت و چون از کثرت سؤالات خود خجالت می کشید گفت: ای دختر رسول خدا بیش از این زحمت نمی دهم. حضرت فرمود: باز هم نزد من بیا و هرچه می خواهی بپرس.[49] امام

 

حسن عسکری (علیه السلام) فرمود: زنی خدمت حضرت زهرا (سلام الله علیها) رسید و سؤالاتی مطرح کرد. چون سؤالاتش زیاد شد اظهار شرمندگی کرد.آن  حضرت فرمود: هرچه سؤال داری بپرس. مگر کسی که او را اجیر کرده اند و برای باری که به پشت دارد، صدهزار دینار مزد می گیرد، احساس سختی و خستگی می کند؟

 آن زن عرض کرد: من در برابر هر مسأله ای که جواب می دهم بیشتر ار لؤلؤ و جواهری که بین زمین و عرش را پر می کند، اجر دارم. پس شایسته است از پاسخ به سؤال های شما خسته نشوم. از پدرم شنیدم که فرمود: روز قیامت که علمای پیرو ما محشور می شوند، هر کدام به اندازه ی علم و به میزان زحمتی که برای ارشاد بندگان خدا متحمل شده اند، مورد احترام قرار می گیرند و به آنها خلعت می بخشند.

 

سپس منادی پروردگار ندا می کند: ای سرپرستان ایتام آل محمد که آنها را از ذلت و گمراهی نجات دادید، اینها شاگردان و یتیم های شما بودند که سرپرستی کردید. اکنون به پاس دانشی که در دنیا از شما آموخته اند، به آنها خلعت بپوشانید. آن گاه علما به هر یک از شاگردان خود به اندازه ای که از او علم فراگرفته اند، خلعت و جایزه می دهند.[50]

 در روایتی می خوانیم: مردى به زن خود گفت برو خدمت حضرت فاطمه دختر رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم و از او مرا سؤال کن که آیا من از شیعیان آنها هستم یا نه؟ آن زن خدمت حضرت زهرا علیها السّلام آمد و پرسید حضرت فرمود به شوهرت بگو اگر بدان چه ما فرمانت دادیم عمل میکنى و از آنچه ترا نهى نمودیم خوددارى میکنى تو از شیعیان مائى و الّا نه

 

 زن بازگشت و جریان را به شوهرش گفت مرد تا شنید گفت واى بر من کیست که بتواند از گناه و لغزش جدا شود و در این صورت من در دوزخ جاوید و همیشگى هستم زیرا با این بیان که حضرت فرموده من شیعه آنها نیستم و هر کس شیعه اهل بیت نباشد در آتش دوزخ مخلّد است.

 زن دوباره خدمت حضرت زهرا علیها السّلام آمد و سخن شوهرش را عرض کرد حضرت فرمود باو بگو چنین نیست، شیعیان ما بهترین مردم بهشت هستند و هر کس ما را دوست دارد و دوستدار دوستان ما و دشمن دشمنان ماست و با دل و زبان تسلیم ماست اگر مخالفت دستورات ما کند از شیعیان ما نیست ولى با این وضع آنها نیز اهل بهشت هستند امّا بعد از اینکه با ابتلاء به مصیبت‏هاى دنیا یا گرفتارى در عرصات قیامت و مشکلات گوناگون آن روز یا رفتن در طبقه بالاى دوزخ از گناهان پاک شود و وقتى پاک شد چون از دوستان ماست او را نجات میدهیم و او را بجایگاه خود منتقل می سازیم.[51]

 

 روحیه ظلم ستیزی حضرت زهرا (سلام الله علیها)

 

حضرت فاطمه(س) تربیت شده ی شخصی بود که با ظلم و بیدادگری مخالف و با آن مبارزه می کرد. تربیت کننده ی فرزندانی بود که برای ایستادن در برابر ظلم از جان خود و اهل و عیال خویش هم گذشتند؛ و چنین شخصی نیز حتماً در برابر ظلم ظالمان ساکت نمی نشیند و از حق الهی خود دفاع می کند.

 

 در اینجا به دو نمونه از مبارزه ی ایشان با ظلم و گرفتن حق مظلوم اشاره می کنیم: یک نمونه ی بارز در زندگی حضرت زهرا (سلام الله علیها) قضیه ی فدک بود. فدک قریه ای بود در اطراف مدینه، دارای درختان خرمای فراوان. این قریه در تصرف یهودیان بود و در جریان صلح پیامبر با یهودیان – به جای قبول اسلام از جانب یهودیان- قرار شد یهودیان نصف زمین های فدک را به رسول خدا واگذار نمایند.

 

 رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز در زمان حیاتشان فدک را به حضرت زهرا (سلام الله علیها) بخشیدند. اما بعد از رحلت پیامبر این موضوع مورد نزاع ابوبکر و عمر و حضرت زهرا (سلام الله علیها) قرار گرفت و ابوبکر و عمر قصد داشتند فدک را از حضرت زهرا بگیرند. اما حضرت با روحیه ی شجاعت و ظلم ستیزی خود در مقابل آن مقاومت نمودند و با آوردن دلیل و شاهد اثبات کردند که حق ایشان و فرزندان وی است.[52]

 

 مبارزه ای آن چنان سرسختانه در این راه، نه برای آن بود که ره آورد ثروت و آسایش برای فاطمه داشته باشد، که این خاندان را دیده ایم که به قناعت خو کرده اند و تازه آنچه خود داشته اند در راه رضای حق صرف کرده اند، بلکه درست از آن جهت بود که او حق دیگری را مطالبه می کرد. زهرا (سلام الله علیها) خواستار امتداد شیوه ی راستین پدر و به ثمر رساندن و به میوه نشاندن «درخت رسالت» بود.

 

این درختی که می بایست میوه ی شیرین امامت را به عنوان محصولی پربرکت به جامعه ها عرضه نماید. پس سخن و فریاد فاطمه درباره ی فدک در حقیقت و به راستی «پیکار با ستم و ستمگر» و مطالبه ی «اتصال خط خلافت علی (علیه السلام) به رسالت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) » بود. این حق بود که او را برای بازستاندن فدک یعنی بازستاندن حق حکومت خدایی شوهر به مسجد کشانید و به ایراد خطابه هایی پرشور واداشت و این حق بود که فاطمه را وادار کرد تا در جامعه و در برابر توده های مردم فرداها به بهره گیری از شمشیر بران اشک و ناله به عنوان پشتوانه ای برای ذوالفقار علی (علیه السلام) دست یازد.[53]

 

 نمونه ای دیگر از مبارزه با ظلم ، در سیره ی حضرت زهرا (سلام الله علیها) مخالفت بیعت امام علی (علیه السلام) با ابوبکر بود. جریان از این قرار بود: علی ابن ابیطالب (علیه السلام) تصمیم گرفت با ابوبکر بیعت نکند تا بدان وسیله مخالفت خویش را با روش حکومت انتخابی ابوبکر اظهار دارد و عملاً به جهانیان بفهماند که اصل این خلافت بر خلاف مذاق اسلام است. حضرت زهرا (سلام الله علیها) هم نظریه ی علی (علیه السلام) را تایید نمود و تصمیم گرفت که در مورد حوادث و خطرات احتمالی از شوهرش جداً دفاع کند و بفهماند که من دختر پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) هستم با خلافت ابوبکر موافق نیستم.[54]

 بنابراین حضرت زهرا (سلام الله علیها) در این مسیر با عمر مبارزه کرد و هنگامی که عمر به پشت درخانه ی حضرت رفت و بانگ زد در را باز کن و الا خانه را آتش می زنم.[55]

 

 حضرت فرمود: ای عمر آیا از خدا نمی ترسی؟ می خواهی بدون اجازه داخل خانه ی من شوی؟ فاطمه هر چه کرد عمر از تصمیمش منصرف نشد و در مقابل ، هنگامی که دید در خانه را باز نکردند گفت: هیزم بیاورید تا درب خانه را آتش بزنیم.[56]

 این مبارزه اگر چه مدتش کوتاه بود ولی استقامت و پایداری و مبارزه با ظلم در آن به خوبی نمایان بود. چرا که تا آخرین حد توان حضرت زهرا (سلام الله علیها) از همسرش دفاع کرد و حتی طفلی که در شکم داشت، سقط شد و اینها همه جز برای دفاع از حق، چیزی دیگر نبود.

 و همین روحیه ی ظلم ستیزی حضرت زهرا (سلام الله علیها) بود که توانست پسری تربیت کند که در موقع نیاز اسلام ، جان خود و عزیزانش را در دفاع از دین و مبارزه با ظلم و بیدادگری فدا کند، دختری تربیت کند مثل حضرت زینب (سلام الله علیها) که به وسیله ای ایراد خطبه هایی شورانگیز، دستگاه ظلم بنی امیه را رسوا سازد.

 

منابع و مآخذ

 

 

 *قرآن کریم با ترجمه آیت الله ناصر مکارم شیرازی. احمد بن حنبل، مسند امام احمد بن حنبل، بیروت، دار صادر، 1389ق اخوان حکیمی، احمد آرام، الحیاة با ترجمه احمد آرام، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1380 الامام العسکری: تفسیر امام حسن عسکری، تحقیق: علی عاشور، بیروت، مؤسسه التاریخ العربی، 1421ق امینی، ابراهیم: فاطمه زهرا (سلام الله علیها)، بانونی نمونه اسلام، انتشارات شفق، 1371 بخاری، ابوعبدالله محمد بن اسماعیل بن ابراهیم بن مغیره: صحیح بخاری، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی تا پاک نیا، عبدالکریم: حقوق متقابل والدین و فرزندان، پاینده، ابوالقاسم: نهج الفصاحه، تهران، دنیای دانش، 1382، چاپ چهارم، ص685. تهرانی، علی: شیعه در پیشگاه قرآن و اهل بیت علیهم السلام، تهران، انتشارات مسجد حضرت ولی عصر، بی تا، حسینی البحرانی، سیدهاشم: البرهان فی تفسیرالقرآن، تهران، بنیاد بعثت، 1415ق جزری، عزالدین بن الاثیر ابی الحسن علی بن محمد: اسد الغابه فی معرفه الصحابه، بیروت، دار الفکر، 1419ق. حسینی دشتی، سیدمصطفی: معارف و معاریف، قم، انتشارات اسماعیلیان، 1369ش. خطب خوارزمی، موفق بن احمد: مقتل الحسین، تحقیق محمد السماوی ، مکتبة المفید ، قم ، مطبعة الزهراء فی النجف ، 1367 ق. روحانی علی آبادی، محمد : زندگانى حضرت زهرا علیها السلام، تهران، انتشارات مهام، 1379 سپهر، محمدتقی: ناسخ التواریخ، بی جا، اسلامیه، 1354ش. شیخ صدوق، أمالی الصدوق ، بیروت، انتشارات اعلمی، 1400ق. الطبرانى، ابو القاسم سلیمان بن احمد: معجم الکبیر، تحقیق حمدى عبد المجید السلفى، چاپ سوم، 1406 ق. طبرسی، ابی نصر الحسن بن الفضل: مکارم الاخلاق، طبرسی، چاپ چهارم، قم، انتشارات شریف رضی، 1412هـ.ق. طبری، ابو جعفر احمد بن عبد اللّه : ذخائر العقبى ، انتشارات مکتبة القدسى، بی تا. عروسی الحویزی، تفسیر نور الثقلین، الشیخ عبد علی بن جمعه. تصحیح از سیدهاشم الرسولی المحلاتی، بی جا، بی نا، 1383ق عیاشی السلمی السمرقندی، ابی نصر محمد بن مسعود (معروف به عیاشی): تفسیر عیاشی، تعلیق هاشم رسولی محلاتی، بیروت، الاعلمی للمطبوعات، بی تا. فلسفی، محمدتقی: الحدیت-روایات تربیتى، تهران، نشر فرهنگ اسلامی، 1368 فیض کاشانی، محجه البیضاء فی تهذیب الاحیاء، ترجمه رضا رجب زاده، مشهد، رستگار، 1373ق. قرائتی، محسن: عدل، قم، درس هایی از قرآن، 1382، کلینی رازی، محمد بن یعقوب: اصول کافی، ترجمه کمره ای، قم، انتشارات اسوه، 1375 مجلسی، محمدباقر: بحارالانوار الجامعه لدرر الاخبار الائمه الاطهار، چاپ اسلامیه، تهران، بی تا. محدث بندرریگى، ابراهیم : ترجمه ثواب الاعمال، قم، انتشارات اخلاق، 1379 محدث نوری، میرزا حسین: مستدرک الوسائل ومستنبط المسائل، قم، مؤسسه ی آل البیت لاحیاء التراث، 1408ق . مرعشی، نورالله: احقاق الحق، تهران، مکتبه الاسلامیه، بی تا. معتزلی، عبدالحمید بن ابی الحدید: شرح نهج البلاغه، قم، کتابخانه ی آیت الله مرعشی نجفی، 1404 ق. مؤسسه تحقیقاتی امیرالمؤمنین (علیه السلام) ، نهج الحیاة(فرهنگ سخنان فاطمه)، قم، 1372. نجفی، محمد جواد: ترجمه زندگی نامه حضرت زهرا (سلام الله علیها)، تهران، انتشارات اسلامیه، 1377 نجفی، محمد جواد: زندگانى حضرت زهرا علیها السلام، تهران، اسلامیه، 1377 نعیمی، جواد: برکرانه کوثر، نگاهی به زندگی بانوی اول صدیقه کبری فاطمه زهرا (سلام الله علیها)، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، بی تا. [1] - سیدمصطفی حسینی دشتی، معارف و معاریف، قم، انتشارات اسماعیلیان، 1369ش. ص213. [2] - همان، ص213. [3] -محمدباقر مجلسی، بحارالانوار الجامعه لدرر الاخبار الائمه الاطهار، چاپ اسلامیه، تهران، بی تا، ج 75 ، ص352 [4] - محسن قرائتی، عدل، قم، درس هایی از قرآن، 1382، ص65. [5] - محمدتقی فلسفی، الحدیت-روایات تربیتى، تهران، نشر فرهنگ اسلامی، 1368، ج‏3،ص 367 [6] - ابراهیم محدث بندرریگى، ترجمه ثواب الاعمال، قم، انتشارات اخلاق، 1379،ص 561 [7] -اخوان حکیمی، احمد آرام، الحیاة با ترجمه احمد آرام، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1380، ج‏2،ص 98 [8] - محمد بن یعقوب کلینی رازی، اصول کافی، ترجمه کمره ای، قم، انتشارات اسوه، 1375، ج2 ص147 [9] - اخوان حکیمی و احمد آرام، الحیاة با ترجمه احمد آرام، ج‏6،ص 503 [10] -کلینی رازی، اصول کافی، ج2 ،ص146 [11] - اخوان حکیمی و احمد آرام، همان، ج‏6، ص 505 [12] -مائده آیه 8 [13] - النساء (آیه 135) [14] - الانعام آیه152 [15] - الاعراف (آیه 29) [16] - الاعراف (آیه 181) [17] - شوری (آیه 15) [18] - شوری (آیه 17) [19] - الحجرات (آیه 9) [20] - الحدید(آیه 25) [21] - عبدالکریم پاک نیا، حقوق متقابل والدین و فرزندان، [22] - عروسی الحویزی، تفسیر نور الثقلین، الشیخ عبد علی بن جمعه. تصحیح از سیدهاشم الرسولی المحلاتی، بی جا، بی نا، 1383ق ، ج 2، ص 408؛ محدث نوری، میرزا حسین: مستدرک الوسائل ومستنبط المسائل، قم، مؤسسه ی آل البیت لاحیاء التراث، 1408ق ، ج 15، 172. [23] -ابی نصر الحسن بن الفضل طبرسی، مکارم الاخلاق، طبرسی، چاپ چهارم، قم، انتشارات شریف رضی، 1412هـ.ق، ص220؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 23 ص113. [24] - محمدتقی فلسفی، الحدیت-روایات تربیتى، ج‏2،ص 267 [25] - اخوان حکیمی، الحیاة با ترجمه احمد آرام ، ج‏6 ،ص613 [26] - فضل بن حسن طبرسی، مکارم الأخلاق، ترجمه میر باقرى، ج‏1، ص 421 [27] -همان، ج‏1، ص 421 [28] - همان، ج‏1، ص421 [29] -ابوالقاسم پاینده، نهج الفصاحه، تهران، دنیای دانش، 1382، چاپ چهارم، ص685. [30] -عذرا انصاری، مقاله جلوه‏هایرفتاریحضرتزهرا(سلام الله علیها) رفتاربافرزند، فصلنامه کوثر، شماره۵. [31] - محمد جواد نجفی، ترجمه زندگی نامه حضرت زهرا (سلام الله علیها)، تهران، انتشارات اسلامیه، 1377، ص344؛ نورالله مرعشی، احقاق الحق، تهران، مکتبه الاسلامیه، بی تا، ص685. ج10، ص654؛ موفق بن احمد خطب خوارزمی، مقتل الحسین، تحقیق محمد السماوی ، مکتبة المفید ، قم ، مطبعة الزهراء فی النجف ، 1367 ق، ج1، ص123. [32] - محمد جواد نجفی،همان، ص291؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج43، ص313. [33] - عزالدین بن الاثیر ابی الحسن علی بن محمد جزری، اسد الغابه فی معرفه الصحابه، بیروت، دار الفکر، 1419ق. ج5، ص510. [34] - محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج43، ص313. [35] -محمدباقر مجلسی، همان ، ج‏43 ،ص286؛ احمد بن حنبل، مسند امام احمد بن حنبل، بیروت، دار صادر، 1389ق.ج6، ص283. [36] - محمدباقر مجلسی، همان، ج‏43 ،ص 286 ؛ فضل بن حسن طبرسی، مکارم الاخلاق، ص221. [37] -شیخ صدوق، أمالی الصدوق ، بیروت، انتشارات اعلمی، 1400ق،ص 577 [38] - محمد روحانی علی آبادی، زندگانى حضرت زهرا علیها السلام، تهران، انتشارات مهام، 1379، ص928؛ مؤسسه تحقیقاتی امیرالمؤمنین (علیه السلام) ، نهج الحیاة(فرهنگ سخنان فاطمه)، قم، 1372، ص31. [39] - محمد روحانی علی آبادی، همان،ص 929 [40] - محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏43،ص151 [41] - ابی نصر محمد بن مسعود عیاشی السلمی السمرقندی، (معروف به عیاشی)، تفسیر عیاشی، تعلیق هاشم رسولی محلاتی، بیروت، الاعلمی للمطبوعات، بی تا. ج1، ص171. [42] - محمد روحانی علی آبادی، زندگانى حضرت زهرا علیها السلام، ص195 [43] - محمد روحانی علی آبادی، زندگانى حضرت زهرا علیها السلام، ص 328 [44] - ر.ک: محمد جواد نجفی، زندگانى حضرت زهرا علیها السلام، تهران، اسلامیه، 1377، ص 29؛ محمدتقی سپهر، ناسخ التواریخ، بی جا، اسلامیه، 1354ش، ج2، ص302؛ ابو جعفر احمد بن عبد اللّه (محب طبری)، ذخائر العقبى ، انتشارات مکتبة القدسى، بی تا، ‏ص51. [45] - محمد جواد نجفی، زندگانى حضرت زهرا علیها السلام،ص 72 [46] - ابوعبدالله محمد بن اسماعیل بن ابراهیم بن مغیره بخاری،صحیح بخاری، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی تا، ج5، ص21. [47] - محمد جواد نجفی، زندگانى حضرت زهرا علیها السلام، ص 32؛ همچنین ر.ک: جواد نعیمی، برکرانه کوثر، نگاهی به زندگی بانوی اول صدیقه کبری فاطمه زهرا (سلام الله علیها)، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، بی تا، ص49. [48] - محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج2، ص8. [49] - ابو القاسم سلیمان بن احمد الطبرانى، معجم الکبیر، تحقیق حمدى عبد المجید السلفى، چاپ سوم، 1406 ق، ج3، ص182. [50] - تفسیر امام حسن عسکری، تحقیق: علی عاشور، بیروت، مؤسسه التاریخ العربی، 1421ق.ص340؛ فیض کاشانی، محجه البیضاء فی تهذیب الاحیاء، ترجمه رضا رجب زاده، مشهد، رستگار، 1373ق، ج1، ص20. [51] - علی تهرانی، شیعه در پیشگاه قرآن و اهل بیت علیهم السلام، تهران، انتشارات مسجد حضرت ولی عصر، بی تا، ص 210-212؛ سیدهاشم بن سلیمان حسینی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج4، ص21. [52] -ر.ک: ابراهیم امینی، فاطمه زهرا (سلام الله علیها)، بانونی نمونه اسلام، انتشارات شفق، 1371، ص209. [53] - جواد نعیمی، برکرانه کوثر، ص65و66. [54] - ابراهیم امینی، همان، ص145 و146. [55] - عبدالحمید بن ابی الحدید معتزلی،:شرح نهج البلاغه، قم، کتابخانه ی آیت الله مرعشی نجفی، 1404 ق، ج2، ص56 و ج6، ص48. [56] -محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج43، ص197.

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۴/۰۱/۰۳
دانشجویان عدالتخواه

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی